آبـــــــــــــــی

_________الف بِ.................

آبـــــــــــــــی

_________الف بِ.................

آبـــــــــــــــی

هر تولدی را مرگی ست!
و فاصله ی تولد تا مرگ، فرصتی ست برای اندیشیدن و به کار بستن!
باشد که رستگار شویم!

پربیننده ترین مطالب
آخرین نظرات

۸۲ مطلب با موضوع «از دفتر رباعیات» ثبت شده است

علی


هر شب به دعا ، نای علی می لرزید

از ترس ، سراپای علی می لرزید!

اما چو به رزمگاه می رفت ، زمین

در زیر قدم های علی می لرزید!

خیانت


این بوی خیانت است ، رد می گیریم

قد کرده علم را به لحــد می گیریم!

نه ، نیست درِ خیبــر! اگر هم باشد

از بـازوی مرتضــی مــدد می گیریم!

پاک


چشمان کسی به پاکی چشمت نیست!

کس نیست که او هلاکی چشمت نیست!

با این همه ، کار چشم هایت گریه ست!

ای پاک! کسی به خاکی چشمت نیست!!

همین نزدیکی


کی از دل ما غم ببرد؟! شاید عشق

پس باید اگر که هست ، می باید عشق

کو عشق؟! به جان تو همین نزدیکی ست!

می آیــم و می آیــی و می آیــد عشق

حوصله


حیف است لبم غنچه ی پرپر گردد!

بگذار لبــم از لــب تـــو تر گردد!

تو منتظری حوصله ام سر برود!

من منتظــرم تا نظـرت برگردد!

سرباز


سرباز توام ، حیات خواهم دادت

 کوهم به رهت ، ثبات خواهم دادت

 یک حرکـت نادرسـت دیـگر از مـن

 ای شاه! به کیش و مات خواهم دادت!

راه زندگی


از من که نگاه برکنی ، نابودم

نیمی کف خاکستر و نیمی دودم

از دانه نهال و از نهالی به درخت

با دست تو راه زندگی پیمودم!

برگرد!


برگرد و مکن دور ، وفا را از خود

برگرد و جدا کن ، من و ما را از خود

آن ، روح خدا هست دمیده در من

ای دوست! مرنجان تو خدا را از خود!!

طعم نگاه


تعریف تو را شنیده بودم از پیش

 طعم نگهت چشیده بودم از پیش

 وقتی که تو را دفعه ی اول دیدم

 صد بار تو گویی دیده بودم از پیش!

سرما


جز عشق تو در سینه ی خود جا ندهم

من عشق تو را به کلّ دنیا ندهم!

اینجا همه سردند ، تــو تنها گرمی

خود را نه، به دست خود به سرما ندهم